درباره نویسنده
سانیار محمدی
اسم سانیار را برای خودم انتخاب کردم چون با هر کسی که دست رفاقت بدم براش سانیارم . سانیار ( اسم پسر ) اسمی کردی به معنی یار همیشه حامی و مقاوم همچون سنگ می باشد . متولد اسلام آبادغرب, یکی از شهرستانهای استان کرمانشاه هستم . شهر من بیشتر به نام قدیمیش یعنی شاباد( شاه آباد ) معروف است . در این وبلاگ از دردهای مردم شهر و دیارم و خاطرات شخصیم می نویسم .
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • سانیار محمدی
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • کشتی فرنگی ایران در روسیه قهرمان جهان شد .
  • ایران قهرمان کشتی آزاد جهان در باکو شد .
  • ۱۳٩۱/٢/۱٢
  • باران شدید
  • 45 روز ننوشتم
  • نماینده مجلس شهرمان
  • عرفان امیری کشتی گیر کرمانشاهی تیم ملی
  • چند روزه که دلم تنگیده ...
  • یه کوتاه سفرنامه
  • الان تو کافی نتم توی کرج
  • ساعت 8 شب راهی کرج میشم
  • محمد برادر دوستم ( مهدی) درگذشت
  • نتیجه امتحان ریاضی مهندسی
  • تنبلی کار دستم داد
  • این نیز بگذرد
  • پهلوانان نمیمیرند
  • فرصت شغلی واسمون ایجاد میکنن
  • مشاوره میخوام
  • وبلاگم تا اطلاع ثانوی تعطیل میشه
  • استقلالیا دوباره داغ سنگینی روی دلمون گذاشتن .
  • من دایی هستم , 4 تا خواهرزاده پسر دارم
  • دوباره ماه محرم , دوباره ندای یا حسین
  • منمناتلیعغخمهوتاتبلیبیلبنهژجحخهژجمنعنلتا
  • پاسخی دهن پر کن به ....
  • روزگار بی مروت یه مادر رو از دنیا برد
  • من که موندم شما بگید
  • سوتی استادمون
  • اولین بارون پاییزی
  • ناکام
کلمات کلیدی مطالب
  • خودکشی (٢)
  • سوتی (۱)
  • کرمانشاه (۱)
  • یا حسین (۱)
  • کونگ فو (۱)
  • بوکس (۱)
  • وزنه برداری (۱)
  • بی خانمان (۱)
  • کشتی گیر (۱)
  • قمارباز (۱)
  • شهرام رستمی (۱)
  • عرفان امیری (۱)
  • علی مظاهری (۱)
  • فروتن گل آرا (۱)
  • احسان امینی (۱)
  • باکو آذرباییجان (۱)
  • خدا (۱)
  • باران (۱)
  • کشتی (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
دوستان من
  • به یاد دوست
  • نییییییز
  • رها از چهار چوب ها
  • نام این وبلاگ در حال " تغییر " است. ( امید اقدمی )
  • سقف کبود
  • کافه باران
  • مایع ظرف شویی ( آنا )
  • سید مهدی موسوی ( غزل پست مدرن )
  • رقص روی سیمهای خاردار ( فاطمه اختصاری )
  • چلچله زندگی در تبسم خیال ( آنالی )
  • گربه ای در خانه ی خالی ( الهام میزبان )
  • کشتی کرمانشاه ( ورزشی )
  • من همانم که می اندیشم ( سماء )
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



شب
کشتی فرنگی ایران در روسیه قهرمان جهان شد .
نویسنده: سانیار محمدی - ۱۳٩۱/۳/۳

ایران در فینال مسابقات  جهانی کشتی فرنگی در روسیه / تیم ترکیه را پشت سر گذاشت و قهرمان جهان شد . تبریک  تبریک لبخند

پانوشت : رشید قلعه شاهینی ( بدنساز اسلام آبادی -کرمانشاه ) در مسابقات انتخابی تیم ملی مدال نقره را بدست آورد و به مسابقات آسیایی 2012 چین را یافت . این موفقیت را به همشهریانم تبریک میگویم .

نظرات ()



ایران قهرمان کشتی آزاد جهان در باکو شد .
نویسنده: سانیار محمدی - ۱۳٩۱/٢/٢٦

ایران 7 ترکیه صفر

ایران 5 گرجستان 2

ایران 5 ژاپن 2

ایران 4 آمریکا 3

ایران 4 آذربایجان 3

احسان امینی 84 کیلوی آزاد (اهل اسلام آباد غرب از استان کرمانشاه ) در دو دیداری که روی تشک رفت کشتی گیر  ژاپنی آتسوشی ماتسوموتو و کشتی گیر آمریکاییکیت میشائیل گاوین را مغلوب کرد ولی در فینال احسان لشگری ( 84 کیلو )روی تشک رفت و نتیجه رو به حریف آذربایجانی واگذار کرد . البته لشگری در 2 مسابقه اول خود کشتی گیران ترکیه و گرجستان را مغلوب کرد .

این افتخار را به همه ایرانیان تبریک میگویم .

نظرات ()



 
نویسنده: سانیار محمدی - ۱۳٩۱/٢/۱٢

بازار کار همین هفته را میخرم یعنی شنبه . دو صفحه ی آن حدود 60 درصد مطالبش دقیقا تکرار شده بود . یعنی یک مطلب را دو بار در دو شفحه مختلف جا داده بودند خنده

نظرات ()



باران شدید
نویسنده: سانیار محمدی - ۱۳٩۱/۱/٢٤

باران می بارد اما این بار تصمیم دارم با این باران گلهای امیدم را آبیاری کنم .

واران وارانه  نم نم  ته رمی  کرد

چاوه کان ..... له  دین ده رمی  کرد .

باران میبارد بارن نم نم  خیسم  میکند

چشمهای .... مرا از دین به دور میکند .

نقطه چین شخص خاصی نیست یعنی فعلا کسی پیدا نشده و حالا حالا هم پیدا نمیکنم چون باید درس بخوانم . شما در نقطه چین هر کسی را که دوست میدارید قرار دهید .

پا نوشت : امسال هم مسلم دارابی اهل شهرستان صحنه ی کرمانشاه قویترین مرد ایران شد . دو تا دیگه کرمانشاهی یعنی علی نوکانی تو مرحله اول با بدشانسی حذف شد و مسعود الفتی هم تا 12 نفر اومد و اونجا حذف شد . مهرداد باجلان اهل درود لرستان تا فینال آمد ( 5 نفر ) و یکی هم از خرم آباد تو همون مرحله اول حذف شد .

یه پانوشت دیگه : علی مظاهری بوکسور 91 کیلوی کرمانشاهی و عضو تیم ملی بوکس توانست در مسابقات گزینشی المپیک در قزاقستان سهمیه المپیک لندن رو با کسب مدال طلا کسب کنه . ولی فروتن گل آرا اهل کرمانشاه با باختش در مقابل یه بوکسور عراقی گمنام از کسب سهمیه باز ماند

نظرات ()



45 روز ننوشتم
نویسنده: سانیار محمدی - ۱۳٩۱/۱/٢٠

آخرین پستم 6 اسفند بود . 6 روز بعد یکی از اقوام جوان فوت کرد . چند روز بعد دوست همباشگاهی و از فامیلهای دورم  به علت بیماری و شایدم بی تجربگی پزشکان بیمارستان به کما رفت و چند روز بعد دار فانی رو وداع گفت . حال و روز خوشی نداشتم و هنوزم ندارم چون چند روز قبل یکی از رفقا تصادف کرد و الانم تو کما بسر می بره . تو این مدت هیچ فعالیت مثبتی نداشتم فقط هرازگاهی اخبار ورزشی رو دنبال میکردم  تا شاید خودم را مشغول کنم و کمی آرام شوم که خوشبختانه همه اخبار هم به کامم بود . برد تیم پیروزی در مقابل الغرافه و سپاهان در مقال لخویا در جام باشگاههای آسیا . کسب 11 سهمیه کشتی برای المپیک ( برای 3 سهمیه باقیمانده باید تو مسابقات چین تلاش کنن ) و حضور همشهریم یعنی احسان امینی کشتی گیر 84 کیلو عضو تیم ملی . احسان تو جام جهان پهلوان تختی اول شد و اونجا یه روس رو ضربه فنی کرد . 5 تا از بوکسورهای کرمانشاه به اردوی تیم ملی دعوت شدن و نمیدانم که مسابقات در قزاقستان شروع شده یا نه یا شایدم تمام شده ؟؟؟ کیانوش رستمی ( اهل کرمانشاه ) و  بهداد سلیمی ( شمال ) قول طلای المپیک رو دادن ......

اینها رو نوشتم که شاید شما هم خوشحال بشین . از خودم بگم : یه کار برام پیدا کردن که حدود 800 هزار حقوقشه ولی شرایط کاری سختی داره . اول خوستم برم ولی بیخیال شدم و تصمیم گرفتم که درس بخونم . چون قرار بود تو 15 اسفند شروع کنم به درس خوندن ولی مشکلات نذاشت . الانم همین 10 ماه تا کنکور رو باید خوب بخونم تا این یه ماه رو جبران کنم . بچه ها باید تو یکی از دانشگاه های تهران قبول بشم اگه چند وقت یه بار هدفم رو بهم یادآوری کنین ممنون میشم . این روزها همه رفاقتها دارن پولکی میشن . انگاری اگه پول نداشته باشی هیچکی دوستت نداره . واسه من که داره ثابت میشه شما چی ؟؟؟ در ضمن اینجا قصد دارم دست از خود سانسوری بردارم . و الانم یه عیب خودم رو میگم . چیزی حدود 7 سال سیگار میکشیدم . فقط 2 ماه که ترک کردم . به خودم  دست رفاقت دادم که دیگه نکشم میخوام خودم  واسه خودم سانیار باشم . اینو گفتم ..... اصلا نمیدونم واسه چی گفتم .

 

نظرات ()



نماینده مجلس شهرمان
نویسنده: سانیار محمدی - ۱۳٩٠/۱٢/٦

12 اسفند روز انتخابات مجلس نهمه . دکتر حشمت الله فلاحت پیشه ( دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران و نماینده دو دوره قبل ) دوباره کاندید شده . خداییش نماینده خیلی قویی هستش . امیدوارم دوباره رای بیاره تا همین روند پیشرفت لاکپشتی شهرمان هم متوقف نشود .

امروز چیزی حدود 2 هزار نفر از مردم در زیر بارش شدید برف به سخنرانیش گوش دادیم و سپس چند دور در خیابانها زدیم به نشانه حمایت گسترده از دکتر . قلب

پ . ن : چون کامنت گذاشتن واسه پرشین بلاگ با دیال آپ خیلی سخته از اینجا رسما از دوستان معذرت میخوام .

نظرات ()



عرفان امیری کشتی گیر کرمانشاهی تیم ملی
نویسنده: سانیار محمدی - ۱۳٩٠/۱٢/٢

عرفان امیری کشتی گیر کرمانشاهی تیم ملی در مسابقات آسیایی مدال برنز 96 کیلو را به خود اختصاص داد . خوشحال شدم و خوشحالتر شدم زمانی که در روزنامه باختر خواندم 2 خیر کرمانشاهی یک دستگاه سمند رو به پاس زحمات قهرمان کانگ فوی جهان یعنی بهزاد برجی ( اهل کرمانشاه ) به او هدیه دادند .

و در زیر متن کامل گزارش مسابقات رو از سایت http://kermanshah24.com/ رو گرفتم و در زیر آوردم .

اخبار کرمانشاه: عرفان امیری به مدال برنز مسابقات کشتی آزاد قهرمانی آسیا دست یافت. به گزارش روز یکشنبه ایرنا، عرفان امیری کشتی گیر وزن 96 کیلوگرم کشورمان، در دور اول 'ماسوم خاتری' از هندوستان را در دو تایم متوالی و با نتایج مشابه ' یک بر صفر' شکست داد و توانست به مرحله دوم صعود کند.وی در دور دوم مقابل 'ماگومد موسایف' از قرقیزستان قرار گرفت و در هر دو تایم در کلینچ نتیجه را با حساب 'یک بر صفر' و ' دو بر صفر' به حریف قدر خود واگذار کرد اما با توجه به حضور این کشتی گیر در دیدار فینال، توانست به گروه بازنده ها راه یابد.امیری در اولین مسابقه خود در این مرحله، به مصاف ' شرموخانبت خودجانی یازوف' از ازبکستان رفت که در دو تایم متوالی و با نتایج 'سه بر دو' و 'چهار بر صفر' به برتری دست یافت و توانست راهی دیدار رده بندی شد.کشتی گیر کرمانشاهی تیم ملی، در دیدار رده بندی به مصاف 'لوماگالی' از قزاقستان رفت و توانست در تایم اول با حساب 'یک برصفر' و در تایم دوم نیز با نتیجه 'دو بر صفر' از سد حریف قزاق خود بگذرد وصاحب گردن آویز برنز شود.حسن رحیمی در وزن 55 کیلوگرم، احسان لشگری در وزن 84 کیلوگرم، مهدی تقوی در 66 کیلو گرم و صادق گودرزی در 74 کیلوگرم دیگر کشتی گیران ایرانی شرکت کننده در این مسابقات بودند که به مدال طلا دست یافتند و مسعود اسماعیل‌پور نیز در وزن 60 کیلوگرم به مدال نقره دست یافت.
نظرات ()



چند روزه که دلم تنگیده ...
نویسنده: سانیار محمدی - ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

چند روزه که دلم تنگ شده . واسه هم کلاسی های دانشگاه , واسه شیطنتهای گاه و بیگاه . یاد دکتر زاهدی بخیر خیلی بد خط بود ولی خیلی خوش قلب بود . یه روز سر کلاس بودم که از قضا نمیدونم خورشید از کدوم طرف در آمده بود که من داشتم جزوه می نوشتم . همه بچه ها اعتراض میکردن که استاد یه خورده درشت و خوش خط بنویسید و مخصوصا یکی از خانمها که من همیشه ازش جزوه میگرفتم واسه کپی . ولی از من هیچ صدایی در نیامد چون خیلی راحت خطشو میخوندم و به بچه ها میگفتم که چی نوشته و اونام مینوشتن . وقتی اعتراضا بالا گرفت دکتر ناراحت شد و گفت اگه خط من بده آقا سانیار چطور می تونه بخونه ولی شما نه ؟؟؟ همین خانم هم کلاسی برگشت و به من گفت شما چطوری می تونین خط استاد رو بخونیین ؟؟؟ منم آهسته گفتم که آخه من یه دکترای باستان شناسی تو گرایش خواندن و نوشتن خط میخی دارم و متاسفانه استاد هم شنید . کلی خجالت شدم ولی یه دفعه استاد گفت آی سانیار من چه دلخوش بودم که خواستم پشتم رو با تو گرم کنم !!! خلاصه استادم کلی خندید و گفت تو چه شاگرد زبلی هستی ؟؟؟ آخه توی اون درسم خیلی قوی بودم .

آره دلم واسه اون روزا تنگیده ...

نظرات ()



یه کوتاه سفرنامه
نویسنده: سانیار محمدی - ۱۳٩٠/۱۱/۱٥

ساعت 6 صبح رسیدم کرج ، خیلی راحت آدرس خونه دوست نازنینم رو پیدا کردم . بعد از چند ساعت استراحت دوستم گفت امروز مراسم عروسی س . ب  هستش . س ب یکی از دوستای دوران بچگی و دانشگاه تا مقطع کاردانیم بود . مثل دو تا برادر بودیم از جیک و پیک زندگی همدیگه باخبر بودیم آخه علاوه بر دوستی صمیمی ، همسایه هم بودم . ولی یه سالی میشه که باهاش رابطه ای ندارم . یه نامرد که حتی نمیدونم کیه رفته بهش گفته که سانیار پشت سرت غیبت کرده و از این حرفها . در حالی که خود این دوست من ( س ب ) حتی یه بار به خود من نگفته که چرا بشت سرم  غیبت کردی ؟؟؟( فقط من از رفیقای مشترکمون شنیدم که قضیه چیه !!! ) که اونوقت من بهش بگم هر کی که این حرفا رو واسه تو گفته بیارش تا باهم رو برو بشیم تا ببینم اونوقتم دوباره میگه که من اینچنین حرفهایی زدم یا نه ؟؟؟ ولی متاسفانه هنوز نگفته . بگذریم خلاصه . حالا دوست نازنین من گیر داده بود که باید تو بیای بریم این مراسم تا( س ب )  خجالت بشه . چون همه بچه های رفیقم میدونن که من یکی اصلا اهل تهمت و غیبت نیستم و از این خصلت هم خیلی بدم میاد . آخرش با ترفندهای دوستم طوری که اصلا من متوجه نشدم روبروی دوست قدیمی خودم و دامادش که او نیز از دوستای قدیمی خودم بود ، قرار گرفتم و با اصرار فراوان در مراسمش حاضر شدم و چون دیگه در مراسمش بودم گفتم بذار تلخ نشه و کلی شوخی کردم که به قول بچه ها همه رو روده بر کردم ( کلی غذا کش رفتیم و مخصوصا میوه . فقط واسه خنده و شوخی ) .

خلاصه مراسم تمام شد و دوباره من و دوستم یه ارتباط مجددی برقرار کردیم هر چند کمرنگ تر از گذشته ولی روسیاهی برای آدمای دو بهمزن میمونه . و در آخر لعنت به نامردا که اینطوری بین رفیقا رو بهم میزنن . ولی خود دوستم  س ب متوجه شده که من بهش حرفی نزدم و بیخودی رابطه من و خودش رو به هم زده بود . 

روز بعد رفتیم دانشگاه تهران شمال کارای ثبت نام دوستم رو انجام بدیم و روز بعدش برای یه کار اداری عازم شمال شدیم که برف زیادی باریده بود و با مکافات به مقصد که کلاردشت بود رسیدیم ( رفتیم یه رستوران که غذا بخوریم ولی میرزا قاسمی تمام شده بود و تو خود شمال هم موفق به امتحان کردن این غذا نشدم ) . و سه روز باقیمانده رو هر روز صبح از خواب بیدار میشدم و میرفتم تهران دنبال کار که چند جایی هم  قبولم کردن ولی حقوقشون خیلی کمه همه میگن طبق پایه وزارت کار حقوق میدیم اونم واسه روزی 9 ساعت کار کردن . یعنی ماهی 330 هزار تومان واسه یه مهندس ؟؟؟ انصافه ؟؟؟

 

نظرات ()



الان تو کافی نتم توی کرج
نویسنده: سانیار محمدی - ۱۳٩٠/۱۱/۸

سلام

الان تو کافی نتم . اومدم کامنت رو جواب دادم . ممنون که به فکر من هستین و سر میزنین .

اگه خدا بخواد چند روزی رو داریم خوش میگذرونیم . فردا واسه کار اداری دوستم میریم کلاردشت . راستی یه سر هم زدم دانشگاه تهران شمال ( ازاد ) اینجا هزینه های کرایه خونه و امرار معاش خیلی بالاس یعنی نمیتونم از پس هزینه زندگی اینجا بر بیام . پس مجبورم همون کرمانشاه رو واسه کارشناسی ارشد انتخاب کنم .

نظرات ()



ساعت 8 شب راهی کرج میشم
نویسنده: سانیار محمدی - ۱۳٩٠/۱۱/٦

صبح از خواب پا شدم هوا خیلی سرد بود . بعد از نوشیدن یه فنجان چایی راه تعاونی رو در پیش گرفتم یه بلیت تهران کرج گرفتم . بعد از امتحانات که کلی خسته ام کردن , یه مسافرت کوچولو میچسبه . چند روزی رو اونجا پیش دوستام میمانم . شاید هم کاری پیدا کردم و ماندگار شدم .

 

نظرات ()



محمد برادر دوستم ( مهدی) درگذشت
نویسنده: سانیار محمدی - ۱۳٩٠/۱۱/۳

محمد برادر دوستم بود حدودا 25 , 26 سالی داشت . محمد دو روز پیش کنار یه سرابی نشسته بود و خدا میدانه که تو چه فکری یا حس و حالی بوده که نگهان متوجه میشه یه نفر توی سراب داره غرق میشه محمد سریع شیرجه میزنه تو آب که .... متاسفانه هردو خفه میشن . محمد تازه نامزدی کرده بود . خدا میدونه که محمد چقدر زجر کشیده بود چه خودش چه برادراش . تازه به نوایی رسیده بود که نمیدونم بگم عجل بگم بخت بد بگم شانس ... تقدیر .... سرنوشت .... یا هر چیز دیگه ای اونو ناکام از دنیا برد .

روحش شاد

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »