دیروز سرعتم صدتا بود یه آهنگ شاهین گذاشته بودم و داشتم میرفتم رو به دانشگاه که رسیدم پشت سر یه تریلی خواستم برم یه دنده بالاتر که انگار یکی دستمو برگردوند رو فرمون ماشینم حتی کلاچ هم گرفته بودم که بیخیال شدم و با همون سرعت ادامه دادم که یهو مادرم ( مادرم رو میبردم خونه خواهرم ) گفت یا ابوالفضل ... جلومو نیگاه کردم دیدم یکی از لاستیکهای جفتی محور عقب  تریلی ازش جدا شده و با سرعت زیاد به گارد ریل خورد و مسیرش دوباره به سمت تریلی برگشت رفتم رو ترمز که لاستیک از عقب تریلی و جلوی ماشین من رد شد و به شانه ی خاکی جاده رفت ، شانس آوردم که سرعت تریلی زیاد بود و سرعت من کمتر که فاصله ی زمانی و مکانی خوبی واسه رد شدن لاستیک ایحاد شد ... شاید اگه رفته بودم به سبقت تریلی الان ...هیععع

الان دارم فکر میکنم که واقعا بعضی وقتا اگه بد بیاری بخواد بیاد ، میاد دیگه و هیچ کاریش نمیشه کرد ..