چند روز پیش پدر و مادرم رو بردم دکتر هر کدومشون دکترهای مختلف ، دکتر قلب ، داخلی و گوارش و چشم پزشک ، پدرم نیاز به دو عمل جراحی داره اما مادرم شکر خدا بهتره یعنی عمل قلبش خوب بوده و دیگه نیازی به مصرف داروهای گرانقیمت نداره ...

یه روز تو جمع دوستام بودم که یکیشون قبل از بدنیا آمدنش پدرشو از دست داده و مادرش بعد از چند سال ازدواج کرده و این پیش عموش بزرگ شده و الان مجرده ولی تنها زندگی میکنه یعنی از عموش جدا شده و دیگری هم مثل قبلی پدرش قبل از بدنیا آمدنش مرده ولی با مادرش زندگی میکرد تا چند سال پیش که ازدواج کرد و دیگری که پارسال پدر و مادرش رو تو مدت کوتاهی از هم از دست داده، داشتیم باهم حرف میزدیم که گوشی من طبق معمول مدیا پلیرش فعال بود و آهنگ پشت آهنگ میخوند که رسید به آهنگ سارینای شاهین ...اه اه اه چه آهنگ بدی بود واسه اون جمع ... تو همین موقع سکوتی جمعمون رو در بر گرفت که آهنگ رسید به جایی که میگه یه بابا داری که مثه شیر پشت سرته مامانی که قلبش با قلب تو میتپه و...

رفیق اولی و دومی با هم یه آه کشیدن و دستشون  رفت سمت پاکت سیگاراشون و باهم دوتا سیگار آتیش زدن سومی یه نگاه به دسته سوییچ ماشینش انداخت که با نخ و مرواریدهای ریز رنگی درست شده بود و روش یه عکس قبر بود و کنارش نوشته بود مادر و بعد از چند لحظه سیگاری رو آتیش زد ... خواستم آهنگ رو رد کنم که یکیشون گفت بذار بخونه ...