دیروز غروب من و دو تا از رفیقام رفتیم کوه جاتون خالی یه کباب زدیم ...

شبهای کوه خیلی قشنگه یه آتیش روشن کرده بودیم و نمه نمه هیزما رو مینداختیم رو آتیش هر سه دراز کشیده بودیم و آسمون رو نیگاه میکردیم که یه چیزی ( شاید شهاب سنگ یا هر چی دیگه نمیدونم ) که خیلی درخشان بود از تو آسمان به سرعت رد شد که خیلی صحنه قشنگی بود و کلی حال کردیم . من عاشق کوه و سکوتش در شب هستم و جمعی از رفقا که دور آتیش حلقه زده باشیم و به لطف نور آتیش چند دقیق یه بار خیره بشیم به هم و یه لبخند قشنگ بزنیم ( که میزنیم ) . تا ساعت 12 شب اونجا بودیم و بعدش برگشتیم .