دوستم را به جوجه کبابی مهمان کردم

مهندس س رو دعوت کردم کوه به صرف شام که جوجه ای کوچولو رو کباب کردیم . غروب کوه و جنگلهای زاگرس قشنگه هوا خیلی خنک بود و باد ملایمی هم می وزید ، تا ساعت 11 شب تو کوه موندیم .  مهندس س اینجا رفیق کاری من هستش که در شهر ما غریب و مهمان چند ماهه ای است . حال ماشین جان هم خوبه و در سلامت کامل بسر میبره خیلی دوسش دارم .

/ 13 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
elahe

کدون شهر زندگی میکنین؟ میگم تا ساعت 11 شب تو کوه بودین نمیترسیدین؟صدای گرگ نمیومد؟[وحشتناک]

elahe

کدوم** اشتباه نوشتم[نیشخند]

zeynab

ma ham parishab 4 taee ta12.30 too kooh bud vay ali booooooooooood jatun khali[قلب] ye asheghane 4 nafare[قلب]

sepideh02

خوش بحالتون ما که همش خونه ایم[گریه]

zeynab

khob tanha k naboodim man o doostam o shoharamoon too in webam neveshtam ag khastid bedoonid luckylovee.blogfa.com

reza

سلام مدتها نبودم ولی امیدوارم که باز چون گذشته از مطالبت درس بگیرم .موفق باشی

reza

احوال شما؟

عاشق کوهستان

سلام دوست عزیز شب بیاد موندنی که کوه بودید رو دوست داشتیم بخونیم که خصوصی بود

reza

http://gdehmeshki.mihanblog.irدرgdehmeshki.blogfa.com منتظر قدومت هستم