امشب شیفتم

امروز هوا برفی و بارانیه ...

امروز صبح که رفتیم سرکار دستگاهها یه سری مشکلات کوچیک داشتن که رفعشون

کردم ، مدیرمون از رفع این مشکلات خوشحال شد ...

امشب شیفتم و باید برگردم سرکار بارون و برف قاطی هم میباره آسمون دلش پره و من

از اون بدتر ...

یه سالی هس که از یه دوستی خبر نداشتم امروز یکی از بچه ها زنگ زد و گفت فلانی

رفته یکی از کشورهای اروپایی واسه ادامه ی تحصیل ...

هم خوشحال شدم هم ناراحت ...

خوشحال از اینکه دوستمه و مایه ی افتخارمه و هر طوری حساب کنی پیشرفت دوستم

پیشرفت منم محسوب میشه ...

و ناراحت از اینکه رویاها رو خیلی راحت میشه با پول تبدیل به واقعیت کرد که من به

اندازه ی کافی پول ندارم ...

 

/ 4 نظر / 15 بازدید
anemone

میبینم که شما کماکان به رویاها بی ایمانید[ناراحت]

منیر

درس خوندن در خارج از کشور فقط یه پله است . همین شب یلدایی یه مهمون داشتم که دانشجوئه . اینقدر درگیر درس هست که به زبان نمیرسه ... اینقدر زبان سخت هست که به کار نمیرسه ... توی ایران نامزد کرده باید اینجا هم کار پیدا کنه دختره رو از دست نده ... درساش اینقده سخت هست که به عشقش که موسیقیه نمی تونه برسه ... یه مدت به موسیقی رسید که جون تازه بگیره حسابی از زبان عقب افتاد ... نمیخام بگم بقیه پله ها شدنی نیست ، حتمن هست ، ولی آرزوی تحصیل خارج از کشور فقط یه آرزوئه که تازه اگر بهش برسی برای بقیه باید دور از جونت جون بکنی ... الام داری میکنی دیگه ... دور از جونت تا جون داری باید جون بکنی عزیز جان ... خوب میکنی غر میزنی ... یه خورده هم فحش بده خالی شی ...[لبخند]

زانیار

ببخشید آبجی کامنت آخرتون رو حواسم نبود پاک کردم ... درباره ی زبان بود ... ممنون که سر میزنی

anemone

پُک زدن به سیگار هیچ معنایی ندارد الّا نوعی لجاجت با خود، و حتی لجاجت در تداوم ِ نوعی عادت. عجیب ترین خوی ِ آدمی این است که می داند فعلی بد و آسیب رسان است، اما آن را انجام می دهد و به کرات هم. هر آدمی ، دانسته و ندانسته ، به نوعی در لجاجت و تعارض با خود بسر می برد ، و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود ِ آدمی نسبت به خودش نیست. سلوک ـ محمود دولت آبادی