من و مهندس و بحث ازدواج

امروز مهندس فلانی میگه دیگه داره دیر میشه ازدواج کن ... میگم مهندس شرایط شغلی خوبی ندارم ... میگه توکل کن به خدا ... میگم مهندس دختر داری ؟؟؟ میگه آره ولی ازدواج کرده ... میگم خدایی اگه مجرد بود من میامدم خاستگاریش قبول میکردی ؟؟؟ میگه راستش نه ... گفتم دیگه زر نزن ...

/ 4 نظر / 6 بازدید
آویسا

جاالب بود...حرف حق جواب نداره که

دیبا

دقیقا مرگ خوبه برا همسایه...

ترانه

یعنی تو روش گفتید زر نزن؟؟؟[تعجب][تعجب][قهقهه][خنده]

ane

امون از مردم فوضول! [منتظر] حقش بود[نیشخند]