دیروز و امتحان دوم

ساعت 4 و نیم از شهرمون خارج شدم و به سمت دانشگاه رفتم برف شدیدی می بارید و منم مجبور بودم با سرعت حداقلی 100 تا برم که واسه اون هوای برفی خیلی زیاد بود ولی چاره نبود ساعت 6 امتحان داشتم و تا دانشگاه 75 کیلومتری راه بود ... رسیدم رفتم سر جلسه دوباره به اندازه ی تلاشم جواب دادم و به همون اندازه هم احتمالا نتیجه میگیرم ، شاید 15 بگیرم ... بعد از امتحان چون احتمال داشت که جاده بسته بشه رفتم خونه یکی از رفقا ... شب با رفیق رفتیم دو تا پیتزا گرفتیم و رفتیم پاتوقمون یعنی طاقبستان ... هوا برفی روی کوه طاقبستان خیلی لذت بردیم ... خواستیم برگردیم که چندتا ماشین با صدای آهنگ بلند از کنارمون رد شدن و 100 متر پایینتر پیاده شدن و شروع کردن به رقصیدن ... انصافا یکیشون خیلی قشنگ رقصید ... ما هم بعد از چند دقیقه به جمعشون ملحق شدیم کمی رقصیدیم ... ولی بعد از نیم ساعت گشت اومد که با صدای یکی از مردم که میگفت نیروانتظامی اومد همه پخش و پلا شدیم ... آخر نمیدانم شادی چند تا جوان آن هم در بالای کوه طاقبستان چه ایرادی دارد ؟؟؟!!! چرا باید همیشه با شادی مخالف باشیم ؟؟؟!!!

بگذریم ...

خلاصه خیلی خوش گذشت ...

/ 1 نظر / 15 بازدید
anemone

امیدوارم این روزها ی امتحانی واقعا به خیری بگذره...به امید موفقیت